تبلیغات
ایران من
ایران من
خورشید را باور دارم حتی اگر پشت ابرها باشد...

زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم




طبقه بندی: دلنوشته،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 11 آبان 1390 توسط رونیک

عشق گاهی طعم  وصلت می دهد

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
 عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

 

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار

عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور

عشق گاهی می رودآهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه

عشق گاهی شور رستن در گیاه
عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه

عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
رمز هوشیاریست در مستی می

عشق گاهی آبی نیلوفریست
قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست

عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز

عشق گاهی  شرم خورشید است  در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب

عشق گاهی  هق هق آرام  اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است  در پیش خدا


مزه ی شیرین  وحدت می دهد

عشق گاهی  شوری هجران دوست
تلخی هرگز ندیدن های اوست

عشق گاهی یک سفر در شط شب
عشق پاورچین نجوای دو لب

عشق گاهی  مشق های کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست

عشق گاهی  کیمیای زندگیست
عشق در گل  راز ناپژمردگیست

عشق گاهی  هجرت از من  تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن ما شدن

عشق گاهی بوی رفتن می دهد
صوت شبناک تو را سر می دهد

عشق گاهی نغمه ای  در گوش شب
عادتی شیرین  به نجوای دو لب

عشق گاهی  می نشیند روی بام
گاه با صد میل  می افتد به دام

عشق گاهی  سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر  افسانه ای

عشق گاهی  یک بغل دلواپسی
عطر مستی ساز  شب بو اطلسی

عشق گاهی هم حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

عشق گاهی نو بهاری  گاه پاییزی سرخ زرد!
گاه لبخندی به لب های تو  گاهی کوه درد

عشق گاهی  دست لرزان تو می گیرد  درون دست خویش
گاه مکتوب تورا ناخوانده می داند زپیش

عشق گاهی راز پروانه است  پیرامون شمع
گاه حس اوج تنهاییست در انبوه جمع

عشق گاهی  بوی یاس رازقی
ساقدوش خانه ی  بن بست یاد مادری

عشق گاهی هم خجالت می کشد
دستمال تر به پیشانی عالم می کشد

عشق گاهی  ناقه ی اندیشه ها را  پی کند
هفت منزل را  تا رسیدن بی صبوری طی کند

عشق گاهی هم نجاتت می دهد
سیب در دستی و صاحبخانه راهت می دهد

عشق گاهی در عصا پنهان شود
گاه بر آتش  گلستان می شود

عشق گاه  رود را خواهد شکافت
فتنه ی نمرودیان زو رنگ باخت

عشق گاهی خارج از  ادراک هاست
طعنه ی لولاک  بر افلاک هاست

عشق گاهی  استخوانی در گلوست
زخم مسماریست  در پهلوی دوست

عشق گاهی ذکر محبوب است  بر نی های تیز
گاه در چشمان مشکی  اشک ریز

عشق گاهی خاطر فرهاد و شیرین می کند
گاه میل لیلی اش  با جام مجنون می کند

عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای

عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود

عشق گاهی  چاه را منزل کند
یوسفین دل را  مطاع دل کند

عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و  هم نشین لاله شد

عشق گاهی  در فنا معنا شود
واژگان دفتر  کشف و تمناها شود
عشق را گو  هرچه  می خواهد شود
با تو اما  عشق  پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود؟





طبقه بندی: عاشقانه ها،
برچسب ها: عشق،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 11 آبان 1390 توسط رونیک
دیروز میمردند

 و فراموش میشدند آرام آرام ،

 امروز چه زود از یاد رفته ایم

 بی آنکه بمیریم


ارسال در تاریخ چهارشنبه 11 آبان 1390 توسط رونیک
وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند،
کمتر به روحانی
و
 بیشتر به معلم توجه میکنند.


"رابرت گرین اینگر سول"



طبقه بندی: گفتاربزرگان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 29 فروردین 1390 توسط رونیک
نه امیدی که بر آن کنم خوش دل

نه پیغامی نه پیک اشنایی

...



طبقه بندی: متفرقه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 18 اسفند 1389 توسط رونیک
چه روزگار تلخی است ...

نان

نیروی شگفت انگیز رسالت را مغلوب کرده است ...





طبقه بندی: ایران ای سرای امید،
ارسال در تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389 توسط رونیک

یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که : هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند،

یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که : فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و

او را راه می برند.

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی،

من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز

رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند،

هر کسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود،

بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که : پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که : من از این به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که : هرگر به تمامی ناامید نمی شوی

اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که

نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.

یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند.

یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که : امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها

...




طبقه بندی: روان شناسی و سلامت ،
ارسال در تاریخ شنبه 29 آبان 1389 توسط رونیک
بالاخره یك مقام دون پایه چینی در پیامی مكتوب، ضمن عذرخواهی از جعل نام تاریخی "خلیج فارس"، وقوع این مسئله را با دلایلی مضحك، توجیه كرد اما این اتفاق پس از عقد بزرگ ترین قرارداد تاریخ ورزش ایران با چین، به وقوع پیوست و پیش از آن چشم بادامی‏ها حتی زیر بار عذرخواهی نیز نمی‏رفتند تا در واقع یك برگ نامه عذرخواهی ساده برای ایران یك میلیارد یورو هزینه برداشته باشد و ورزش ایران در سال‏های آتی گریبان گیر معضلات عقد این قرارداد باشد.به گزارش آینده؛ بالاخره پس از گذشت پنج روز از جعل نام تاریخی "خلیج فارس" و درج نام جعلی "خلیج ع ر ب ی" در افتتاحیه بازیهای آسیایی 2010 گوانگ ژو توسط چینی‏ها، بالاخره چشم بادامی‏ها عذرخواهی كردند اما این عذرخواهی، برخلاف ادعای تكذیب شده مبنی بر عذرخواهی نخست وزیر چین، نه از سوی ون جیابائو نسخت وزیر این كشور كمونیستی انجام شده و نه حتی معاونان یا رئیس دستگاه ورزش این كشور عذرخواهی كرد، بلكه معاون ستاد برگزاری بازیهای آسیایی در نامه‏ای، با طرح بهانه ای مضحك، عذرخواهی كرده كه اگر قرار باشد، سطح وی را با سطوح اداری قیاس كرد، ارشدتر از یك مدیركل نیست و این یعنی عذرخواهی یك پاپاسی هم ارزش ندارد.اما از آن جالب تر متن عذرخواهی است كه حاوی نكات جالی است؛ در بخش‏های مهم از این پیغام مكتوب آمده بود: «ما ایمیل شما (!) را به رئیس كمیته برگزاری بازی‌ها آقای "لیو پنگ" كه نشان دهنده ناراحتی و اعتراض شما به دلیل نمودار شدن و استفاده اشتباهی نام خلیج فارس در قسمتی از ویدئو پخش شده در افتتاحیه شانزدهمین دوره بازیهای آسیایی دریافت نموده ایم و علاقمندیم كه ضمن تقدیم عذرخواهی عمیق به دلیل این مسئله اشتباه، دلایل این اشتباه را هم توضیح دهیم كه چرا و چگونه این اشتباه در مراسم افتتاحیه رخ داده است... اشتباه در ترجمه و توضیح، باعث نشان دادن نقشه به این صورت شده است...» و در واقع چینی‏ها در ترجمه، خلیج فارس را خلیج ع ر ب ی، معنا كرده‏اند! این توجیه خنده دار مثل آن است كه عنوان شود ایران را در ترجمه، عربستان معنی كرده ‏ایم!اما انتشار این خبر چند پیام دیگر نیز داشت، نخست آنكه برخلاف ادعاهای صورت پذیرفته، مسئولان كمیته ملی المپیك و سازمان تربیت بدنی هیچ نامه نگاری در جهت اعتراض به جعل نامه خلیج فارس انجام نداده‏اند و با وجود حضور لشگر سلم و تور در ركاب ایشان، به اعتراض از طریق "ایمیل"، آن هم در جایی كه چینی ها مقابل چشمانشان رژه می‏روند اكتفا كرده اند و چینی ها نیز پاسخ همان ایمل ایران را داده اند كه چنین پیگیری ضعیفی برای مسئله‏ای به این مهمی جای تامل و تاسف دارد و ادعای سایت سازمان ترییت بدنی مبنی بر وجود "دیپلماسی فعال" این دستگاه را به چالش می كشد.نامه نگاری شخصی نه چندان مهم در چین نسبت به این واقعه تلخ و عدم عذرخواهی و حتی اظهار تاسف مقامات ارشد این كشور دوست و برادر نیز حكایت از همین پیگیری ضعیف دارد و در غیر این صورت اگر پیگیری جدی صورت پذیرفته، چین نسبت به اعتراض ایران بی محلی كرده كه یك مقام دون پایه رو مامور تنظیم و ارسال یك نامه عذرخواهی كرده است. البته در خصوص محتوای این نامه نیز تشكیك وجود دارد چرا كه با وجود پیگیری‏های صورت پذیرفته، آینده هنوز موفق به دریافت متن نامه نشده و احتمال می رود علت این استنكاف، انجام این عذرخواهی از طریق یك ایمیل باشد كه طبیعتاً اعتبار نامه را كمرنگ تر می‏سازد.اما از همه اینها پراهمیت تر آنكه، این نامه به عنوان فشارشكن افكارعمومی و كاهنده هجمه انتقادات نسبت ضعف در برخورد علی آبادی و سعیدلو با چینی‏ها بابت جعل نام خلیج فارس نیز یك روز پس از آن برای كاروان ایران ارسال شد كه قراردادی تحت عنوان تفاهم نامه همكاری به ارزش "یك میلیارد یورو" میان "شركت توسعه تجهیز اماكن ورزشی" متعلق به سازمان تربیت بدنی و شركت چینی "ستیك" برای احداث توسعه ورزشگاه‏های مدرن در ایران به امضاء رسیده بود و در واقع این یك برگ كاغذ عذرخواهی كه حق مسلم ایران، آن هم از طرف مقامی ارشد همچون نخست وزیر و نه یك معاون ستاد بود، برای ایران 1400 میلیارد تومان تمام شد تا بتوان در كتاب گینس، این ركورد را ثبت كرد!با عقد این قرارداد چند واقعه تلخ به وقوع میپوندد؛ نخست آنكه با توجه به عدم تصویب یك درصد بودجه دستگاه‏های اجرایی برای ورزش در برنامه پنجم توسعه كشور، سازمان تربیت بدنی حداقل در چهار سال آینده، اعتباری مشابه سال‏های اخیر با افزایشی نسبی خواهد داشت كه با این اوصاف و با توجه به آنكه بودجه عمرانی سازمان تربیت بدنی كشورمان از چند صد میلیارد تومان فزونی نمی یابد، طبیعتاً باید تا چند سال آینده، شاهد فعالیت یكپارچه شركت‏های چینی در ورزش بود و تمام بودجه ورزش حداقل در دو یا سه آینده باید در اختیار چینی‏ها قرار بگیرد كه بر این اساس این پرسش مطرح می‏شود كه آیا در ایران ظرفیت فنی پیمانكاران ورزشی صفر در نظر گرفته شده است؟!و شركتهای ایرانی بایستی تعطیل شده یا برای كار به چین بروند؟!یا روی دیگر این سناریو قرار دادن مجلس درموقعیت كار انجام شده است كه با ایجاد تعهد هزاروچهارصد میلیاردتومانی مجلس مجبور شود با درخواست یك درصدبودجه كل كشور برای سازمان تحت ریاست جناب سعیدلو موافقت كند.این در حالی است كه اصل 77 قانون اساسی كه مقرر می‏دارد: «عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، قراردادها و موافقت‏نامه‏‏های بین‏المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و بر این اساس انتظار می رود، نمایندگان مجلس در خصوص این مسئله واكنش نشان دهند، هرچند جمعی از ایشان كه به ورزش علاقه ویژه ای دارند، در معیت رئیس دستگاه ورزش و رئیس كمیته ملی المپیك راهی چین شده اند و در جایگاه ویژه بازیها را تماشا می‏كنند و به هر حال فرصتی برای اعتراض به عقد قرارداد یك میلیارد یورویی و واریز 1400 میلیارد تومان از اعتبار ملت ایران به جیب چینی‏ها نمی ماند!

لینک به منبع



طبقه بندی: حرف روز،
ارسال در تاریخ جمعه 28 آبان 1389 توسط رونیک

برخی چیزها در اغلب کشورها رخ می دهد. بعضی چیزها فقط در بعضی کشورها رخ می دهد. اما نوع خاصی از چیزها فقط در ایران رخ میدهد.

الف-عمه رییس جمهور میشود!
گفته میشود که حجت الاسلام قرائتی گفته است که “اگر عمه من زنده شد مشایی هم رییس جمهور میشود!”
البته ایشان کم بی ربط هم نگفتند. آنهایی که رهبری نامه برکناری برایشان نداده رد صلاحیت می شوند. اینکه جای خود دارد.

ب-مرا بازنشست فرمایید!

گفته میشود دکتر زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در یک مناظره گفته است که “مدیون شمشیر آغا محمد خان و چکمه‌های رضا  شاهیم”
دکتر جان مجازات شما این هست که بازنشست نشوید! حالا هی بگو!

ج-گشت حقوق شهروندی!
گفته میشود گشت ارشاد به “گشت ‌حقوق‌شهروندی” تغییر نام داده است. واقعا” عجب نام با تناسبی! حالا یکی باید پیدا بشود بگوید که حالا این حقوق شهروندی چی هست؟

د-همگی برویم اوگاندا!

لیست کشورهایی که هم اکنون با ایران قرارداد عدم نیاز به روادید (ویزا) دارند به این شرح است: سوریه، ترکیه ، کیپ ورد، کومور، جیبوتی، کنیا، ماداگاسکار، موزامبیک، سیشل، تانزانیا، توگو، اوگاندا، بولیوی، دومینیکا، اکوادور ، هائیتی، نیکاراگوئه، ونزوئلا، ارمنستان، بنگلادش، اندونزی، لائوس، ماکائو، مولداوی، مالزی، نپال، عمان، سری‌لانکا، تیمور شرقی، کوزوو، جزایر کوک، ایالات فدرال میکرونزی، نیووی ، پالائو ،ساموآ ، تووالو.

واقعا” عجب دستاوردی! مالزی و ترکیه که به دلیل توریستی بودن با همه جا عدم نیاز به روادید دارند. مابقی هم که قضاوت با خود شما! بعضی ها را که باید با ذره بین در نقشه پیدا کرد. در واقع باید گفت که از ۱۰۰ کشور اول دنیا فقط ۳ کشور با ما قرارداد عدم نیاز به روادید دارند. بی خودی هم این کشورهای در پیتی را به لیست اضافه نکنید. تصورش را کنید کی آخر میرود اوگاندا؟

ه-سهم بچه ها بود!

جناب آقای دکتر! سید! جهرمی که سابقا” وزیر کار بود و الان مدیر عامل بانک صادرات است و گفته میشود مانند برخی دیگر از مدیران خدوم دکترا از آکسفورد گرفته اند! در خصوص خبر واریز یک رقم ناقابل ۵۵۰ میلیونی به عنوان پاداش سه ماهه به حسابش گفت که قرار بود این رقم را بین کارمندان تقسیم کنم!

جدا”؟ لابد کارمندان خودشان حساب دارند؟ انتظار ندارید که باور کنیم؟ بانک که همه کارهایش مشخص است بیاید پول آن هم در این حجم آن هم به نام “حق کارانه سه ماهه دوم” به حساب شما بریزد که شما بدهید به بقیه؟ که چه بشود؟ ضمنا” گیریم دکترا هم از آکسفورد گرفته اید داستان این سید شدن شما آن هم به طور ناگهانی جدا” خیلی خیلی جالب انگیزناک بود.

و-گاف در گاف!
جوانفکر مشاور رسانه ای رییس جمهور گفته که “می خواهند احمدی نژاد را مثل هاشمی و خاتمی زمین بزنند”
عجب! تا دیروز که می گفتند هاشمی و خاتمی می خواهند احمدی نژاد را بر زمین بزنند.

ز- معین دوباره به ایران دعوت شد!
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم… قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم…

ک-شماره اورژانس تماس با دولت!

تلفن۱۱۱ پل ارتباطی مردم با دولت شد. جالبتر اینکه در همه جای دنیای این شماره ۱۱۱ که رند و سر راست است SOS نام دارد و برای شرایط اضطراری و اورژانس تعریف شده و ترکیبی از پلیس، آتش نشانی و اورژانس بیمارستانی محسوب میشود!

ل-انا مظلوم رضا!
حسین رضا زاده که از لقب پهلوانی به لقب … مفتخر شده در جملاتی که اشک همه تمساحها را درآورد گفت که “چشم دیدنم را ندارند!”
راست میگوید دیگر! ملت چشم ندارند آدم یک دو سه تا چک در وجه خودش بکشد!

لینک به منبع :وب شهر

شوکران را هم بخوانید




طبقه بندی: طنز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 آبان 1389 توسط رونیک
وقتی قرار می‌شود عدد و رقمی در مورد خط فقر یا تعداد کسانی که زیر آن قرار دارند، اعلام شود، گفته می‌شود ما زیرخط فقر نداریم. راست هم می‌گویند اما زیر کدام خط فقر؟! خط فقر جهانی یک دلاری، بالاخره به اینجا که می‌رسیم، شاخص‌هایمان جهانی می‌شوند اما اشتباه نکنید، نه شاخص‌های جهان متمدن، تعریف خط فقری که در کشور ما بین مسوولان در تریبون‌های عمومی رایج است، خط فقر یک دلاری است که احتمالا بیشتر برای اتیوپی و موزامبیک و... به کار می‌رود. البته تازه اگر اعلام کنند، وزیر رفاه قبلی و رییس سازمان تامین اجتماعی سابق که اصلا می‌گفتند خط فقر به چه دردتان می‌خورد، غیر این است که تشویش اذهان عمومی می‌کند البته همین تشویش در اذهان عموم، معنایی بس وسیع را در خود مستتر داشت. باز جای شکرش باقی است که وزیر رفاه فعلی، جناب آقای محصولی، گفته‌اند خط فقر با تعریف‌های متفاوت به درد ایران نمی‌خورد و اول باید یک نوار- خط- فقر درست کرد و سر آن توافق کرد، بعد به مفهوم آن پرداخت. در نشست مطبوعاتی روز گذشته، دقیقا معنی نوار تشریح نشده!ایشان به اینکه چند نفر در ایران زیر خط فقر هستند پاسخی ندادند و به جای آن پیشنهاد دادند به جای یک خط باریک فقر، احتمالا، یک نوار (یا روبان) اختراع شود که بتواند سطح را نیز در بر بگیرد. البته در خبرگزاری‌ها اشاره‌ای به پهنای احتمالی این نوار و طول آن و مساحتی که قرار است در برگیرد، نشده است. وزیر رفاه در حالی گفته است خط فقر مشخصی وجود ندارد که در روزهای اخیر خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، عکسی از انگشتان بریده مردم روستایی را منتشر کرده بود که به خاطر فقر مالی و عدم توان تامین هزینه احداث پل از یکسو و بی‌توجهی مسوولان وزارت راه از سوی دیگر، هر روز انگشتان دستشان به خاطر استفاده از وسیله‌ای تحت عنوان گرگر قطع می‌شود
نیما پورنیک‌ ، روزنامه جهان صنعت




طبقه بندی: ایران ای سرای امید،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 آبان 1389 توسط رونیک

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما تهیه شده است

 و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان ارسال گردیده است

و بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت می کنید.

به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید.

برای اینکه وقتی پیرتر می شوید،

مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.
همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید،

 همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید.
مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
عمیقاً و با احساس عشق بورزید.
ممکن است آسیب ببینید

 ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید،

 لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
به خاطر داشته باشید

 که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .
وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
این سه نکته را به یاد داشته باشید:

 احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید،

 فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید،

 کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند




طبقه بندی: روان شناسی و سلامت ،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 آبان 1389 توسط رونیک

از کسب 24 میلیون رای تا درو کردن مدال‌های قهرمانی و پهلوانی

در دو هفته اخیر، محمود احمدی نژاد سه بار افتخارآفرینی کرده است، یا به عبارت بهتر برای او افتخار آفریده شده است.

او ابتدا در مراسمی با برنامه‌ریزی معاونش، بازوبند پهلوانی را دریافت کرد، بازوبندی که در صد سال اخیر به بازوی هیچ غیر پهلوانی بسته نشده بود. احمدی نژاد سپس به جای رفتن به جلسه هیات دولت در قم، در تهران ماند تا با مورالس و جمعی از اعضای تیم ملی، فوتبال بازی کند و از کریم باقری پاس گل دریافت کند و گل بزند و در نهایت هم تیمش برنده شود. سومین بار کسب افتخار رئیس دولت نیز روز دوشنبه اتفاق افتاد.

بهداد سلیمی، قهرمان فوق سنگین وزنه‌برداری جهان، روز دوشنبه به ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی رفت. به او گفته بودند که قرار است احمدی نژاد در مراسمی، مدال را بار دیگر به گردن او بیاویزد. او چند ساعت قبل از مراسم، همین موضوع را به خبرنگار ایسنا گفت و از هر برنامه دیگری ابراز بی‌اطلاعی کرد. اما ماجرا چیز دیگری بود.

این قهرمان ملی چند ساعت بعد از مصاحبه‌اش با ایسنا، در مراسمی با عنوان «نمایش توانمندی‌های سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی ایران» در سالن دوازده هزار نفری آزادی، حضور یافت و مجری برنامه اعلام کرد که این قهرمان وزنه‌برداری، مدال طلای خود را به احمدی نژاد اهدا می‌کند.

محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری موفق به کسب رای ۲۴ میلیون تن از ایرانیان شده است. این ادعای وزیر کشور او بوده و کسی هم حق تردید در آن را نداشته است. با این همه، وقتی که حمید سوریان، قهرمان کشتی فرنگی ایران، پس از یک بار اهدای مدالش به احمدی نژاد، امسال مدالش را به ملت ایران اهدا کرد، جنجالی در سایتهای حامی او برپا شد. گویی که یک افتخار بزرگ از کف رفته بود.

احمدی نژاد و دولتش مشتاق اینگونه افتخارات هستند، حتی اگر پاس گل یک ملی‌پوش، برد یک بازی نمایشی فوتبال، مدال یک قهرمان و یا بازوبند یک پهلوان باشد. رئیس دولت همه اینها را برای خود می‌خواهد، حتی وقتی یک حامی او از ۲۴ میلیون سخن می‌گوید، نیل به افتخار رای بیست میلیونی رئیس‌جمهور پیشین را مد نظر دارد.

اما با این همه، چرا رئیس دولت مستقر و حامیان او، از افتخاراتی که تاکنون کسب کرده‌اند، راضی نمی‌شوند؟ چرا باز بیشتر و بیشتر می‌خواهند؟ چرا آنها هر روز دنبال افتخاری تازه هستند، چرا در یک نقطه از ترسیم شخصیت متوقف نمی‌شوند و چرا می‌خواهند رئیس و نمادشان هر روز – ولو یک روز مثبت و یک روز منفی – در صدر خبرها بماند؟

دم دست ترین پاسخ که احتمالا صحیح ترین پاسخ هم هست، این است: آنها در این‌همه افتخار، ذره‌ای اعتبار نمی‌یابند. به همین خاطر است که در کسب و مصادره افتخارات این و آن، مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و طوری رفتار می‌کنند که گویی در این‌همه افتخار، هیچ اعتباری وجود ندارد.

دست کم در این یک مورد، آنها هم با مخالفانشان همفکرند که این افتخارآفرینی‌ها و افتخارطلبی‌ها – حتی اگر از کیسه دیگران و با همت این و آن باشد – مانند برف در آفتاب گذر زمان، آب می‌شود. نه حامیان دولت، به واقعی بودن افتخارات او اعتماد دارند و نه منتقدان دولت به این برنامه‌های نمایشی و مدال گرفتن ها و گل زدن ها و بازوبند بستن ها، اهمیتی می دهند.

لابد برای همین است که برنامه‌ریزان دفتر رئیس دولت هر روز باید افتخاری تازه را جست‌وجو کنند، حتی اگر به بهای این باشد که او سفر قم و جلسه استانی دولت را رها کند و تعریض بعدی سایت دفتر رهبری را هم به جان بخرد تا در تهران بماند و گل بزند و گل زدنش در سایت‌های دولتی تیتر شود.

برای همین است که هم در رای ادعایی ۲۴ میلیونی تاریخ مصرف کوتاهی می‌یابند و هم ورزش قهرمانی و پهلوانی را در خدمت چهره‌پردازی قرار می‌دهند؛ هم در محاسبه رای بیست و چند میلیونی، نیم‌نگاهی به رای همتای پیشین دارند و هم در سفر لبنان از زیر سایه سنگین سفر موفق او در سالهای گذشته نمی‌توانند بگریزند؛ هم در ادعا خود را برتر از مخالفان می‌بینند و آنها را مرده می‌انگارند، و هم در کلمه کلمه ی سخنانشان، حضور پررنگ جریان رقیب قابل مشاهده است. نه اعتماد به نفسی وجود دارد، نه افتخار صادقانه‌ای و نه اعتبار قابل اعتنایی.

عکس گویای همه چیز است: قهرمان واقعی در بالا، خواهان قهرمانی در پایین، افتخاری که فقط مدالش دست به دست می‌شود و مدیر فدراسیونی که در پشت این ص
حنه‌سازی قرار دارد. اعتبار تمام صحنه هم عمری کوتاه دارد، به اندازه یک لحظه‌ای که عکس یادگاری گرفته می‌شود.




طبقه بندی: ایران ای سرای امید، حرف روز،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 آبان 1389 توسط رونیک

عجایب هفتگانه احمدی نژادمقدمه نجات بشر

درحالی که به اعتراف غلامعلی حداد عادل، دولت نهم و دهم با انحراف ٧٠ درصدی در اجرای برنامه پنجساله چهارم توسعه مواجه است، تنها پروژه راهسازی بهره برداری شده در دو دولت محمود احمدی نژاد که مراحل مقدماتی آن در دولت محمد خاتمی انجام شده بود، دیروز به "یکی از عجایب هفتگانه راه سازی جهان" تشبیه شد. در مراسمی که به همین مناسبت برگزار شد، احمدی نژاد راه اندازی این بزرگراه را مقدمه ساختن ایران و نجات جامعه بشری دانست.

او در محلی به تمجید از پروژه عمرانی دولت های خود پرداخت که به نوشته خبرگزاری مهر، در پشت سر وی شعاری با عنوان "جشن عبور از زاگرس" و "تسخیر زاگرس" نصب شده بود.محمود احمدی نژاد همچنین در این مراسم پیشنهاد داد نام این بزرگراه از "خرم آباد- پل زال" به آزاد راه "خرم زال" تغییر داده شود.

بنا به نوشته سایت رجانیوز، در این مراسم معاون شركت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل كشوراظهار داشت: "این پروژه از عجایب هفت‌گانه راهسازی جهان است".

همزمان رجانیوز و جوان آنلاین در یک گزارش مشابه علاوه بر "شاهکار معماری" نامیدن این اتوبان نوشتند: "این پروژه كه در طول پنج سال و با هزینه 750 میلیارد تومانی به بهره‌برداری رسید، 104 كیلومتر طول دارد كه 25 كیلومتر آن را تونل‌هایی تشكیل می‌دهد كه دل كوه‌های زاگرس را در مسیر شكافته و حلقه كامل كننده كریدور شمال- جنوب كشور شده است".

این سایت های حامی احمدی نژاد افزوده اند: "نكته قابل توجه در ساخت این پروژه بزرگ مشاركت 50 درصدی بخش خصوصی است، به‌طوری كه مهندس پیمانكار این شركت، قدیمی‌ترین شركت راهسازی است كه پروژه‌های بزرگ دیگری را نیز در كشور اجرا كرده است.این در حالی است كه آزادراه تهران- شمال كه مشخصات فنی نزدیكی به این پروژه دارد، بیش از 15 سال است كه در دست پیمانكار چینی است اما حدود 15 درصد پیشرفت فیزیكی داشته است.آزادراه 104 کیلومتری خرم آباد - پل زال قطعه نخست آزادراه خرم آباد - اندیمشک است که با بهره برداری از آن مسیر خرم آباد - اندیمشک در مقایسه با مسیر کنونی آن 64 کیلومتر کوتاه تر می‌شود".

در ادامه این گزارش نیز آمده است: "احداث آزاد راه خرم آباد - پل زال یك افتخار بزرگ و ملی از توان و تعهد متخصصان و مهندسان ایرانی است كه باید از آن به عنوان یك شاهكار مهندسی یاد كنیم.رئیس‌جمهور نیز در بهره‌برداری از این طرح ملی پیشنهاد كرد تا عید غدیر خم از مردم عوارض تردد در این آزادراه اخذ نشود. وی همچنین نام «خرم زال» را برای این آزادراه پیشنهاد كرد".

تبلیغات رسانه های حامی احمدی نژاد در باره این بزرگراه در حالی است که همزمان، خبرگزاری محلی لرستان، "لرنانیوز" فاش کرد که مراحل برنامه ریزی، خرید تجهیزات و انتخاب پیمانکار این آزادراه در دولت محمد خاتمی انجام شده و اتفاقا دولت احمدی نژاد در تکمیل آن با تاخیر عمل کرده است.

لرنا نیوز نوشته است: "هنگامی که در مهرماه سال 1384 احمدی نژاد دولت را در دست گرفت، دولت قبلی از چندین سال قبل تمام کارهای مقدماتی این آزادراه نظیر کارهای مطالعاتی و طراحی نقشه را انجام داده بود، حتی پیمانکار بخش خصوصی آن مشخص شده بود و تجهیزات لازم در منطقه فراهم شده بود و قبل از شروع دولت نهم کار اجرایی شروع شده بود و تجهیزات لازم در منطقه فراهم گشته بود".

این خبرگزاری می افزاید: "شاید اولین اقدام در هنگام بهره برداری از چنین پروژه هایی تقدیر از دولت ها و اشخاصی است که اکنون دیگر در قدرت نیستند اما واقعا نقش کلیدی در آغاز بکار و اجرای پروژه داشته اند. مثلا چه می شود اگر در مراسم افتتاح آزادراه خرم آباد- پل زال از وزیر یا استاندار یا مسئولی که در دولت خاتمی و نمایندگانی که در مجالس قبلی نقش کلیدی در این پروژه داشته است تقدیر شود و از آنها نیز برای افتتاح این پروژه دعوت به عمل آید".

تبلیغات پر سر و صدا درباره اقدامات دولت محمود احمدی نژاد طی سال های اخیر به کرات دیده شده که از جمله آنها می توان به ماجرای "هاله نور"، "سفر تاریخی به لبنان"، "دستاورد های عظیم ملی در سفر به نیویورک" و... اشاره کرد.این درحالیست که دولت های محمود احمدی نژاد از آغاز تاکنون به دلیل به تعلیق در آوردن پروژه های ملی با انتقاد گسترده کارشناسان و نمایندگان مجلس مواجه بوده است.

در آخرین نمونه از این انتقادات، غلامعلی حداد عادل که از حامیان هوادار احمدی نژاد در مجلس به شمار می رود در همایشی که هفته گذشته با عنوان "مدیریت ملی راهبردی" برگزار شد، اعتراف کرد که دولت تنها ٣٠ درصد از اهداف برنامه چهارم توسعه را محقق کرده است.
وی افزودکه "جلس به دنبال آزار دولت نیست ولی مجلس و دولت هر کدام ساز خود را می‌زنند این در حالیست که چند سال است، دولت درباره برنامه توسعه گزارش نمی‌دهد".

پیش از این نیز دیوان محاسبات کشور و مرکز پژوهشهای مجلس، ضمن گزارش هایی انحراف بیش از ٧٠ درصدی دولت از برنامه چهارم راکه سرانجام منجر به تمدید این برنامه برای یک سال دیگر شد افشاء کرده بودند.

بنا به نوشته سایت خبرآنلاین در بخشی از گزارش دیوان محاسبات آمده است: "173 آیین نامه لازم برای اجرای قانون برنامه چهارم از سوی دولت ارائه و تصویب نشده و فقط 80 فقره مصوب شده است".

مرکز پژوهش های مجلس نیز در گزارش خود آورده است: "طبق گزارش مرکز پژوهش‌ها، 514 بند از قانون برنامه چهارم یا غیرقابل ارزشیابی است یا اصلا تحقق نیافته است".

همزمان برخی از نمایندگان مجلس که در حال تصویب مفاد برنامه پنجم توسعه هستند، متن ارائه شده از سوی کابینه احمدی نژادرا به "انشاء هایی مملو از امید و آرزو" تشبیه کرده اند.

در اینباره سایت بی.بی.سی در گزارشی با عنوان "برنامه پنجم: به نام آرزو، سلام بر رویا" در مورد برنامه توسعه ارائه شده از سوی کابینه احمدی نژاد نوشته است: "برنامه پنجم توسعه دومین برنامه از سند چشم انداز بیست ساله به حساب می آید و برخلاف برنامه های اجرا شده در سالهای بعد از انقلاب، با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست. در این برنامه نقطه آغاز و پایانی وجود ندارد. از آمار و ارقام خبری نیست و همه چیز در آرزو و رویا پردازی خلاصه شده است".




طبقه بندی: ایران ای سرای امید، حرف روز،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 13 آبان 1389 توسط رونیک

مشت می کوبم بر در

پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان

من به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بزنم

ای

با شما هستم

این درها را باز کنید

من به دنبال فضایی می گردم

لب بامی

سر کوهی

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم

آه

می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد

من به فریاد همانند کسی

که نیازی به تنفس داد

مشت می کوبد بر در

پنجه می ساید بر پنجره ها

محتاجم

من هم آوازم را سر خواهم داد

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفته ی چند

چه کسی می آید با من فریاد کند ؟




طبقه بندی: اشعار ماندگار،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 آبان 1389 توسط رونیک

در برخی هفته ها موارد قابل به کارگیری در طنز کمتر هست اما در عوض همان چند تا هم که هست خیلی پر ملات هستند. این طنز را بخوانید تا متوجه بشوید چه می گویم.

۱-حساب بانکی معجزه گر

شنبه همین هفته در برنامه تلویزیونی که در مورد یارانه ها پخش میشد آقای رییس جمهور ضمن بیان اینکه “مردم برای ۶ ماه آینده هزینه جدیدی برای خود درست نکنند ” چون ما حسابی برایشان هزینه درست کرده ایم، توصیه کردند خانواده ها ماهی ۲۰ هزار تومان هم که شده برای فرزندانشان ذخیره بانکی کنند. سپس با محاسباتی شگفت انگیز مدعی شدند که در طی پانزده سال ۵۰ میلیون یا شاید ۷۰ میلیون و بلکه هم ۱۰۰ میلیون در حساب فرزند آنها خواهد بود!

اگر ماهی ۲۰ هزار تومان در یک حساب ریخته شده باشد در طی ۱۵ سال حدود ۳٫۵ میلیون در آن حساب می ماند که اگر ۱۰۰۰ درصد (یعنی ده برابر موجودی!) به آن سود هم تعلق گیرد باز هم ۵۰ میلیون نمیشود. بماند که با این نرخ تورم ممکن است در آن زمان با ۵۰ میلیون شما مجبور باشید که یک دستگاه پراید ۵۴۱xxx که نسخه بهینه شده در ۱۵ سال بعد پراید توسط سایپا هست را خرید نمایید!

۲-تو فقط برو حالشو ببر!

سازمان ملی جوانان برای حل معضل ازدواج پیشنهادی بسیار ارزشمند ارایه دادن که در نوع خودش در تاریخ بشریت و ماقبل آن بی نظیر است. دختر و پسر ازدواج کنند اما پدر و مادر خرجشان را بدهند تا ببینیم چه میشود؟! انصافا” عجب طرح جالبی هست ها! عجب ملت ناشکری داریم. برنامه ریزی به این خوبی دیگر چه می خواهید؟ نخبه که میگویند یعنی همین!

۳-فقیر تمام شد رفت نداریم!

معاون اول رییس جمهور جناب آقای دکتر! رحیمی فرمودند که با اجرای هدفمندی یارانه‌ها هیچ فقیری در کشور نخواهیم داشت. خوب بالاخره یکی از راه های اینکه فقرا تمام بشوند همین است. یکبار برای همیشه این معضل فقرا ریشه کن بشود تمام شود. فقرا از گرسنگی می میرند و مشکل فقر برای همیشه حل خواهد شد.

۴-هر آنکس که کلنگ دهد پول دهد!

وزیر راه حرف قبلی خودش در مورد انتقاد از افتتاح پروژه های جدید را انکار کرد که پول مورد نیاز پروژه ها را خدا می رساند. در همین زمینه سعدی علیه الرحمه گفته که هر آنکس که کلنگ دهد پول دهد!

۵-دانشگاه علوم پزشکی منحل شد والسلام!

وزیر بهداشت برای رفاه حال کارمندان دانشگاه علوم پزشکی ایران که جملگی با پای پیاده از ساوجبلاغ تا تهران می آمدند در تصمیمی انقلابی دانشگاه علوم پزشکی ایران را منحل کرد. قرار شده است که بخش درمانی در آمپول زنی محلات اطراف ادغام و بخش آموزشی هم جهت تمرکززدایی از تهران به وسط کویر لوت منتقل شود.

۶-برو بابا آمارت قدیمی است!

وزیر علوم در مورد مهاجرت و فرار مغزها گفت آن آماری که ارایه شده خیلی خیلی قدیمی بوده و مستند نیست. البته ایشان درمورد وضعیت فعلی توضیحی ندادند اما اگر کسی سری به دانشگاه های درست و حسابی ایران و به خصوص دانشگاه شریف و امیرکبیر بزند می بیند که اگر دانشجویی دنبال اپلیکیشن فرم و … نباشد مسلما” معنای آن این است که حتما” خودش باید کارشناس ارشد باشد.

۷-هر تومان باید ۴۵۰ دلار باشد!

درحالیکه در جنگ ارزی همه دنیا خودشان را دارند جر و واجر می دهند که ارزش پولشان بالا نرود و صادراتشان در برابر واردات دچار مشکل نشود برنامه ای در دست اجراست که ارزش دلار باید در حد ۴۵۰ تومان برسد! البته در درازمدت برنامه این است که ارزش هر تومان برابر ۴۵۰ دلار شود. چه اشکالی دارد آرزو بر جوانان که عیب نیست. ضمنا” بیدار شو صبح شده مدرسه ات هم دارد کم کم دیر میشود.

۸-ارتش خورشید این بار هک کرد!

یک گروه که نامش ارتش خورشید (احتمالا” همان ارتش سایبری سابق ایران) است اقدام به هک کردن سایتهای مستهجن معروف انگلیسی زبان کرد و بخش وسیعی از دلسوختگان و پدر سوختگان این سایتها را در کف همایونی گذاشت. البته با توجه به جذابیت این سایتها عملیات هک یک کمی بیش از حد طول کشید!


منبع :وب شهر


طبقه بندی: طنز،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 آبان 1389 توسط رونیک
(تعداد کل صفحات:43) 1 2 3 4 5 6 7 ...

قالب وبلاگ